غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
554
تاريخ حبيب السير في أخبار افراد البشر ( فارسي )
آنولايت پرداخته همگنان را از باديهء ويرانى و پريشانى بسرچشمهء جمعيت و آبادانى رسانيد و زينل خان متوجه درگاه عالمپناه گشته در ماه ربيع الاول سال مذكور خبر قرب وصول موكب عالى شاهزاده طهماسب و امير سلطان شايع شد و امير غياث الدين محمد بن امير يوسف همعنان سادات و قضاة و اكابر و اهالى و افاضل و موالى بلوازم استقبال استعجال نموده مراسم نياز و نثار بجاى آوردند و بسعادت تقبيل انامل شريفه مشرف گشته زبان حال و قال باداء دعاء دوام دولتگردان كردند و در وقتى كه از اعتدال هواى ربيعى اطراف بساتين باصناف رياحين آرايش يافته بود و سلطان نورسيدهء گل در غايت تجمل بر تخت بخت برآمده از تيسيم نسيم اردى بهشتى زمان نضارت رخسارش مىافزود طهماسب ميرزا باغ شهر را از نور طلعت خورشيد قرين طراوت بهشت برين داد و بر مسند حشمت و اقبال برآمده ابواب عدالت و رعيتپرورى برگشاد و مردم خراسان را در آن بهار غنچهء كامرانى در چمن آمال و آمانى بشكفت و از رشحات سحاب مواهب يزدانى رياض تمناى هرويان سيراب گشته صفت خضرت پذيرفت و از يمن مقدم مكرم حضرت شاهزادهء صاحب سعادت در آنسال محصولات در كمال خوبى رفع شده از كثرت حصول حبوبات عسرت بعشرت تبديل يافت و نيز فراغ بال و رفاع حال از افق عنايت منعم ذو الجلال طالع گشته بر وجنات روزگار صغار و كبار تافت و امير سلطان برحسب فرمان واجب الاذعان منصب صدارت عالى و پيشوائى سادات و قضاة و علما و فضلا را بامير غياث الدين محمد بازگذاشت و آنحضرت باستقلال هرچه تمامتر متكفل امور مذكور شده سيورغالات و وظايف و ادارات آن زمرهء كريمهء را بموجب احكام همايون و شروط واقفان مجرى داشت منصب وزارت امير سلطان و ضبط اموال ديوانى ممالك خراسان بشيخ مجد الدين محمد كرمانى كه جامع فضايل نفسانى بود تعلق گرفت و بيمن نصفت و حسن مكرمت آن جناب مهام رعايا و مزارعان باحسن وجهى صورت سرانجام پذيرفت اما حضرت اعلى در بهار و تابستان آنسال در كمال دولت و استقلال در ييلاق تبريز اوقات خجسته ساعات بعيش و نشاط صرف نمود و بهنگام دمسردى دى و ايام زمستان و خنكيهاى وى بار ديگر بدار الملك آذربايجان شتافته قشلاق فرمود و در اوايل سنهء ثلث و عشرين و تسعمائه بهنگام بهار و موسم ظهور رياحين و ازهار موكب ظفر شعار از تبريز بييلاق سورلوق شتافت و فضاى آن مرغزار نزاهت آثار از فروغ ماهچهء اعلام فايض الانوار مزيد نضارت پذيرفته زينت فردوس اعلى يافت و شاه دينپناه چند ماه در غايت عز و جاه در آن ييلاق ببسط بساط نشاط و كامرانى پرداخته از آنجا متوجه نخجوان گشت و در اثناء آن راه بواسطهء طلوع كواكب سپهر كشورگشا ديدهء اميد خلايق بنور سعادت جاويد روشن شده طنطنهء بهجت و شادمانى از ذروهء بروج آسمانى درگذشت